الگوی تدریس پیشسازماندهنده آزوبل: از مفهوم تا اجرا
- اهمیت تدریس پیشسازماندهنده در فرآیند آموزش
- مبانی نظری الگوی تدریس پیشسازماندهنده
- مزایای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
- عناصر اصلی الگوی تدریس پیشسازماندهنده
- راهبردهای مؤثر برای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
- مراحل الگوی پیشسازماندهنده
- چالشها و محدودیتهای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
- نمونههای عملی از استفاده موفقیتآمیز از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
- نتیجهگیری
اهمیت تدریس پیشسازماندهنده در فرآیند آموزش
تعریف و مفهوم تدریس پیشسازماندهنده
الگوی تدریس پیشسازماندهنده به روشی آموزشی اطلاق میشود که در آن معلم قبل از آغاز تدریس مفاهیم جدید، اطلاعات پایه و پیشنیازهایی را به دانشآموزان ارائه میدهد تا آنها بتوانند مفاهیم جدید را به درستی درک کرده و در چارچوب اطلاعات قبلی خود سازماندهی کنند. این پیشسازماندهندهها به شکلهای مختلفی مانند مفاهیم کلی، دستهبندیهای مفهومی، تصاویری گرافیکی یا خلاصهای از نکات کلیدی میتوانند ارائه شوند. هدف اصلی این است که ذهن دانشآموز آماده پذیرش و پردازش اطلاعات جدید باشد و از سردرگمی در مواجهه با مفاهیم پیچیده جلوگیری شود.
در این الگو، معلم به جای شروع مستقیم با مفاهیم پیچیده یا تخصصی، ابتدا سعی میکند ارتباط منطقی و سازمانیافتهای بین دانشهای قبلی دانشآموزان و مطالب جدید برقرار کند. این فرآیند باعث میشود که مطالب جدید در ذهن دانشآموزان بهتر و پایدارتر ذخیره شوند.
نقش این الگو در تسهیل یادگیری و درک بهتر مفاهیم توسط دانشآموزان
یکی از بزرگترین چالشها در فرآیند یادگیری، فهم و درک مفاهیم جدید است. وقتی دانشآموزان با مفاهیم جدید روبرو میشوند که برایشان غریبه یا پیچیده است، اگر این مفاهیم به شکل ساختاریافته و مرتبط با دانشهای قبلی آنها ارائه نشود، ممکن است دچار سردرگمی شده یا نتوانند ارتباطات لازم را بین مطالب برقرار کنند. در اینجاست که الگوی تدریس پیشسازماندهنده به کمک میآید.
با استفاده از این الگو، دانشآموزان ابتدا پیشسازماندهندههایی را دریافت میکنند که آنها را برای یادگیری مطالب جدید آماده میسازد. این پیشسازماندهندهها به صورت مفاهیم کلیدی، تصاویری بصری، یا جملات خلاصهکننده در اختیار دانشآموزان قرار میگیرند تا به آنها کمک کنند تا ارتباطات میان اطلاعات جدید و آنچه قبلاً آموختهاند، را به وضوح درک کنند. به این ترتیب، فرآیند یادگیری بهطور چشمگیری تسهیل میشود و دانشآموزان میتوانند مفاهیم پیچیده را راحتتر پردازش کرده و آنها را در حافظه خود ذخیره کنند.
این الگو نه تنها در یادگیری درک مفاهیم پیچیده موثر است، بلکه موجب افزایش انگیزه دانشآموزان نیز میشود. وقتی دانشآموزان میبینند که مطالب جدید به شکلی منظم و مرتبط با دانستههای قبلیشان به آنها ارائه میشود، احساس اطمینان بیشتری در فرآیند یادگیری پیدا میکنند و ممکن است علاقه بیشتری به موضوع پیدا کنند. در نتیجه، بازدهی کلی کلاسهای درسی بالا میرود و دانشآموزان میتوانند با انگیزه و توان بیشتری به یادگیری ادامه دهند.
مبانی نظری الگوی تدریس پیشسازماندهنده
تاریخچه و توسعه الگوی تدریس پیشسازماندهنده
الگوی تدریس پیشسازماندهنده برای اولین بار توسط دیوید آزوبل، روانشناس و پژوهشگر آمریکایی، در دهه 1960 مطرح شد. آزوبل این نظریه را بر اساس دیدگاههای شناختی خود در مورد یادگیری توسعه داد. در واقع، او بر این باور بود که یادگیری مؤثر زمانی رخ میدهد که فرد بتواند اطلاعات جدید را بهطور منطقی با دانش قبلی خود ارتباط دهد. آزوبل معتقد بود که بهترین روش برای ارائه مطالب جدید، استفاده از پیشسازماندهندهها است؛ این پیشسازماندهندهها به دانشآموزان کمک میکنند تا مطالب جدید را در چارچوب اطلاعات قبلی خود جای دهند و از این طریق درک عمیقتری از آنها پیدا کنند.
در ابتدا، این الگو بیشتر در مقاطع تحصیلی ابتدایی و متوسطه مورد استفاده قرار میگرفت، اما به تدریج کاربرد آن به سطوح بالاتر آموزشی نیز گسترش یافت. با گذشت زمان، این الگو به یک ابزار مهم در بهبود روشهای تدریس در سراسر جهان تبدیل شد و پژوهشهای فراوانی در زمینه اثربخشی آن انجام شد که نشان میداد این روش میتواند به طور قابل توجهی درک مفاهیم و حافظه دانشآموزان را تقویت کند.
نظریههای بنیادین پشت این الگو
الگوی تدریس پیشسازماندهنده بر مبنای نظریههای شناختی یادگیری شکل گرفته است، به ویژه نظریهی آسیبشناسی یادگیری و نظریه پردازش اطلاعات. این نظریهها بر این باورند که یادگیری در مغز انسان به گونهای انجام میشود که اطلاعات جدید باید با دانش پیشین ارتباط برقرار کند تا درک بهتری از آنها حاصل شود.
یکی از مهمترین مفاهیم در این الگو، ساختاردهی اطلاعات است. بر اساس این اصل، مغز انسان اطلاعات جدید را از طریق سیستمهای پیشین خود سازماندهی و دستهبندی میکند. به عبارت دیگر، برای اینکه یک فرد به طور مؤثر یاد بگیرد، باید از یک چارچوب ذهنی برای طبقهبندی و ذخیرهسازی اطلاعات استفاده کند. به همین دلیل، پیشسازماندهندهها که میتوانند مفاهیم کلی یا نکات کلیدی مربوط به یک موضوع باشند، بهعنوان ابزاری برای ایجاد این ساختار ذهنی عمل میکنند.
آزوبل این فرایند را “یادگیری معنادار” نامید. به این معنا که یادگیری فقط زمانی مؤثر است که فرد قادر باشد اطلاعات جدید را با دانش قبلی خود مرتبط کند، نه اینکه آنها را بهطور سطحی یا تصادفی یاد بگیرد. در این راستا، پیشسازماندهندهها بهعنوان ابزاری برای ایجاد پیوند بین دانش قبلی و مطالب جدید عمل میکنند. این روش، در واقع فرآیند یادگیری را بهگونهای هدایت میکند که مطالب جدید به طور طبیعی درک و در ذهن تثبیت شوند.
تفاوت این الگو با سایر روشهای تدریس
الگوی تدریس پیشسازماندهنده بهطور قابل توجهی با سایر روشهای تدریس متفاوت است. یکی از تفاوتهای اصلی آن با روشهای سنتی مانند تدریس مستقیم یا روشهای مبتنی بر تکلیفهای حفظی این است که در این الگو، معلم از دانشآموزان خواسته میشود تا ابتدا زمینهسازی ذهنی برای پذیرش مطالب جدید ایجاد کنند. در روشهای سنتی، معمولاً تمرکز بیشتر بر روی انتقال مستقیم اطلاعات به دانشآموزان است و کمتر به این توجه میشود که دانشآموزان چگونه باید این اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنند.
در حالی که در روشهای تدریس متداول، معلم به طور معمول با آغاز تدریس مطالب جدید شروع میکند و دانشآموزان باید این مطالب را از ابتدا یاد بگیرند، در تدریس پیشسازماندهنده، معلم ابتدا با استفاده از پیشسازماندهندهها، یک چارچوب ذهنی برای دانشآموزان میسازد. این چارچوب به آنها کمک میکند تا اطلاعات جدید را بهطور مؤثرتری درک و یاد بگیرند. همچنین، در الگوی تدریس پیشسازماندهنده، دانشآموزان بهطور فعال در فرآیند یادگیری مشارکت دارند و با استفاده از ابزارهایی مانند نمودارها، خلاصهها یا پرسشها، اطلاعات را تحلیل و سازماندهی میکنند.
به علاوه، یکی از مزایای برجسته الگوی تدریس پیشسازماندهنده این است که به دانشآموزان کمک میکند تا بتوانند درک بهتری از ارتباطات میان مفاهیم مختلف پیدا کنند. در روشهای دیگر تدریس، ممکن است این ارتباطات بهطور صریح بیان نشوند و دانشآموزان نتوانند روابط میان اطلاعات را بهطور کامل درک کنند. در نتیجه، پیشسازماندهندهها بهعنوان یک ابزار ضروری برای فراهمسازی این ارتباطات و کمک به یادگیری معنادار عمل میکنند.
همچنین، در بسیاری از روشهای تدریس سنتی، معلم تنها به ارائه اطلاعات پرداخته و نقش دانشآموزان در فرآیند تدریس به حداقل میرسد. در مقابل، الگوی تدریس پیشسازماندهنده به مشارکت فعال دانشآموزان تأکید دارد و به آنها این فرصت را میدهد که خودشان به تحلیل و سازماندهی اطلاعات بپردازند. این نوع یادگیری فعال میتواند تأثیرات مثبت بیشتری در درک و حفظ اطلاعات داشته باشد.
در نتیجه، میتوان گفت که الگوی تدریس پیشسازماندهنده بهعنوان یک روش نوین، تفاوتهای زیادی با سایر روشهای تدریس دارد و میتواند در بهبود کیفیت یادگیری و درک مفاهیم پیچیده در کلاسهای درس مؤثر باشد.
مزایای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده در فرآیند آموزشی بهطور چشمگیری میتواند بر کیفیت یادگیری و درک مفاهیم توسط دانشآموزان تأثیر مثبت بگذارد. در اینجا به بررسی چهار مزیت اصلی این الگو پرداخته میشود:
تسهیل در فهم و یادگیری مفاهیم پیچیده
یکی از بزرگترین چالشها در تدریس مفاهیم پیچیده، ایجاد درک عمیق و ماندگار در ذهن دانشآموزان است. وقتی که اطلاعات جدید بهطور مستقیم و بدون پیشزمینه به دانشآموزان ارائه میشود، ممکن است آنها نتوانند آنها را بهخوبی درک کنند یا بهراحتی در حافظه خود ذخیره نمایند. در این شرایط، فرآیند یادگیری ممکن است با موانع زیادی روبهرو شود.
الگوی تدریس پیشسازماندهنده با ارائه اطلاعات اولیه و مفاهیم کلی به دانشآموزان، زمینهسازی لازم برای یادگیری مفاهیم پیچیدهتر را فراهم میکند. این پیشسازماندهندهها مانند نقشههای ذهنی عمل کرده و کمک میکنند که دانشآموزان اطلاعات جدید را در چارچوب ذهنی خود بهطور مؤثرتر سازماندهی کنند. به عبارت دیگر، قبل از آنکه دانشآموزان با مطالب پیچیدهتر روبرو شوند، ذهن آنها آماده دریافت و پردازش این اطلاعات خواهد بود.
این روش بهویژه در مفاهیم پیچیده علمی یا ریاضی که نیاز به تفکر منطقی و مفهومی دارند، بسیار مفید است. وقتی که دانشآموزان ابتدا با مفاهیم ساده و مقدماتی آشنا شوند، انتقال به مفاهیم پیچیدهتر آسانتر و روانتر خواهد بود. بهطور کلی، پیشسازماندهندهها نقش مهمی در کاهش سردرگمی و تسهیل یادگیری ایفا میکنند.
ایجاد ارتباط بین دانش جدید و دانش قبلی
یادگیری زمانی مؤثرتر است که دانشآموزان بتوانند مفاهیم جدید را با آنچه که قبلاً آموختهاند، مرتبط کنند. الگوی تدریس پیشسازماندهنده بهطور خاص بر این ایده تأکید دارد که برای یادگیری بهتر، لازم است که مفاهیم جدید در ارتباط با مفاهیم پیشین قرار گیرند.
این فرآیند ارتباطدهی بین دانش جدید و دانش قبلی باعث میشود که اطلاعات بهطور عمیقتری در ذهن دانشآموزان جا بیفتند. زمانی که پیشسازماندهندهها ارائه میشوند، آنها به دانشآموزان کمک میکنند تا مفاهیم جدید را بهطور معناداری به اطلاعاتی که از قبل در ذهن دارند، متصل کنند. این کار نه تنها یادگیری را آسانتر میکند، بلکه به آنها اجازه میدهد که اطلاعات جدید را درک کرده و در زمانهای بعدی از آنها بهخوبی استفاده کنند.
بهطور مثال، در درسهای تاریخ، هنگامی که معلم ابتدا مفاهیم و وقایع کلی از یک دوره تاریخی را معرفی میکند، دانشآموزان میتوانند روابط میان این وقایع و آنچه که در گذشته آموختهاند، مشاهده کنند. این ارتباط باعث میشود که مفاهیم جدید بهطور مؤثرتر درک شوند و به یادگیری معنادار کمک کند.
افزایش توجه و انگیزه دانشآموزان در کلاس
یکی دیگر از مزایای کلیدی استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده، افزایش توجه و انگیزه دانشآموزان است. یکی از چالشهای اصلی در تدریس، جلب توجه و حفظ علاقه دانشآموزان به درس است. زمانی که مطالب پیچیده و دشوار بهطور مستقیم و بدون آمادگی قبلی ارائه شوند، ممکن است دانشآموزان احساس بیعلاقگی یا ناتوانی در درک آنها پیدا کنند. این عدم درک میتواند موجب کاهش انگیزه و توجه دانشآموزان شود.
اما در الگوی پیشسازماندهنده، معلم با استفاده از پیشسازماندهندهها، دانشآموزان را بهطور فعال در فرآیند یادگیری مشارکت میدهد. زمانی که دانشآموزان میبینند که مطالب جدید بهطور سازمانیافته و قابل فهم ارائه میشوند، احساس اطمینان بیشتری میکنند و این اطمینان موجب افزایش تمرکز و توجه آنها در کلاس میشود. همچنین، با استفاده از پیشسازماندهندهها، دانشآموزان فرصت دارند که قبل از مواجهه با مفاهیم پیچیدهتر، خود را برای پذیرش این مفاهیم آماده کنند و این آمادگی بهطور طبیعی باعث افزایش انگیزه آنها میشود.
در واقع، پیشسازماندهندهها نقش انگیزشی نیز دارند، زیرا باعث میشوند که دانشآموزان حس کنند که قادر به درک مطالب جدید هستند و این احساس میتواند آنان را به تلاش بیشتر و ادامهی فرآیند یادگیری تشویق کند.
کمک به سازماندهی و ساختاردهی بهتر اطلاعات
یکی از بزرگترین مزایای الگوی تدریس پیشسازماندهنده این است که به دانشآموزان کمک میکند اطلاعات را بهطور مؤثرتر و منظمتری در ذهن خود سازماندهی کنند. بدون سازماندهی مناسب، اطلاعات ممکن است در حافظه بلندمدت باقی نمانند یا در هنگام نیاز بهسختی بازیابی شوند. در این حالت، یادگیری بهطور مؤثر صورت نمیگیرد و دانشآموزان ممکن است نتوانند مفاهیم را بهدرستی بهخاطر بیاورند.
پیشسازماندهندهها این مشکل را برطرف میکنند. آنها به دانشآموزان کمک میکنند تا اطلاعات جدید را در قالبهای معنادار و مرتبط با یکدیگر دستهبندی کنند. این دستهبندی نه تنها یادآوری مطالب را تسهیل میکند، بلکه باعث میشود که دانشآموزان بتوانند ارتباطات میان اطلاعات مختلف را بهتر درک کنند.
برای مثال، در تدریس مفاهیم ریاضی، استفاده از نمودارها یا جدولهای مقایسهای میتواند به دانشآموزان کمک کند تا تفاوتها و شباهتهای مفاهیم مختلف را بهوضوح ببینند و این اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنند. این سازماندهی بهتر اطلاعات به دانشآموزان این امکان را میدهد که هنگام حل مسائل یا یادآوری اطلاعات، بهراحتی به منابع اطلاعاتی خود دسترسی پیدا کنند.
در نتیجه، الگوی تدریس پیشسازماندهنده، بهطور مؤثر اطلاعات را بهصورت مرتب و ساختاریافته به دانشآموزان منتقل میکند و یادگیری را بهطور کلی تسهیل میسازد.
عناصر اصلی الگوی تدریس پیشسازماندهنده
الگوی تدریس پیشسازماندهنده بر اساس چند عنصر کلیدی و اساسی طراحی شده است که باعث میشود این روش آموزشی بهطور مؤثری یادگیری را تسهیل کند. این عناصر بهطور دقیق به دانشآموزان کمک میکنند تا اطلاعات جدید را بهطور مؤثر درک کرده و آنها را در ذهن خود سازماندهی کنند. در این بخش، سه عنصر اصلی الگوی تدریس پیشسازماندهنده را بررسی خواهیم کرد: پیشسازماندهندههای عمده، نقش معلم در معرفی و تنظیم پیشسازماندهندهها، و چگونگی ارتباط این پیشسازماندهندهها با محتوای درسی.
پیشسازماندهندههای عمده: مفاهیم کلیدی و دستهبندی اطلاعات
پیشسازماندهندهها، بهطور کلی ابزارهایی هستند که اطلاعات جدید را در قالبی سازمانیافته به دانشآموزان معرفی میکنند. این ابزارها شامل مفاهیم کلیدی و دستهبندیهای اطلاعاتی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا بهراحتی ارتباط بین اطلاعات جدید و آنچه که قبلاً آموختهاند، برقرار کنند.
- مفاهیم کلیدی: مفاهیم کلیدی معمولاً عبارتند از مفاهیم پایهای که میتوانند درک درست و صحیح یک موضوع یا درس را برای دانشآموزان فراهم کنند. این مفاهیم معمولاً بهصورت ساده و شفاف بیان میشوند تا دانشآموزان از همان ابتدا بتوانند چارچوب اصلی مطالب را در ذهن خود بسازند. بهعنوان مثال، در تدریس علوم، مفاهیمی مانند “نیرو”، “انرژی” یا “ماده” ممکن است بهعنوان مفاهیم کلیدی معرفی شوند تا قبل از ورود به مباحث پیچیدهتر، دانشآموزان از درک ابتدایی نسبت به این مفاهیم برخوردار باشند.
- دستهبندی اطلاعات: پیشسازماندهندهها بهطور معمول اطلاعات را به دستهبندیهای معنادار تقسیم میکنند تا دانشآموزان بتوانند روابط و ارتباطات میان اجزای مختلف اطلاعات را بهتر درک کنند. این دستهبندی میتواند در قالب نمودارها، جداول، یا نقشههای ذهنی باشد. بهعنوان مثال، در تدریس زبانشناسی، معلم ممکن است کلمات را به دستههای مختلف مانند “اسم”، “فعل” و “صفت” تقسیم کند تا دانشآموزان بتوانند مفاهیم گرامری را راحتتر یاد بگیرند.
پیشسازماندهندهها نهتنها به سازماندهی اطلاعات کمک میکنند، بلکه با ایجاد یک نقشه ذهنی برای دانشآموزان، زمینه را برای یادگیری معنادار فراهم میآورند. با این دستهبندیها، دانشآموزان میتوانند درک بهتری از ساختار و ارتباطات مفهومی پیدا کنند.
نقش معلم در معرفی و تنظیم پیشسازماندهندهها
یکی از عوامل تعیینکننده در موفقیت الگوی تدریس پیشسازماندهنده، نقش معلم در معرفی و تنظیم پیشسازماندهندهها است. معلم باید بتواند بهطور مؤثر این ابزارهای آموزشی را به دانشآموزان ارائه دهد و آنها را برای پذیرش مفاهیم جدید آماده کند. این نقش معلم شامل چندین وظیفه و مسئولیت است که در این بخش به آنها پرداخته میشود:
- معرفی پیشسازماندهندهها: معلم باید پیشسازماندهندهها را بهطور واضح و دقیق به دانشآموزان معرفی کند. این معرفی باید به گونهای باشد که دانشآموزان بتوانند بهراحتی ارتباط بین پیشسازماندهندهها و محتوای درسی را درک کنند. معلم باید اطمینان حاصل کند که دانشآموزان میفهمند که پیشسازماندهندهها بهعنوان ابزاری برای درک بهتر مفاهیم جدید هستند و نه صرفاً اطلاعات اضافی یا غیرضروری.
- تنظیم و انتخاب پیشسازماندهندهها: انتخاب پیشسازماندهنده مناسب برای هر موضوع خاص، یک فرآیند مهم است که نیاز به دقت و دانش عمیق از محتوای درسی دارد. معلم باید توانایی انتخاب پیشسازماندهندههای مناسب برای هر درس را داشته باشد. بهعنوان مثال، اگر در حال تدریس یک مفهوم پیچیده ریاضی مانند هندسه هستیم، معلم میتواند از پیشسازماندهندههای گرافیکی مانند نمودارها یا شکلهای هندسی برای توضیح بهتر استفاده کند. این انتخابها باید متناسب با سطح دانش و تواناییهای دانشآموزان باشند تا بتوانند از این ابزارها به بهترین شکل ممکن بهرهبرداری کنند.
- هدایت و راهنمایی: معلم باید در طول تدریس، دانشآموزان را در استفاده صحیح از پیشسازماندهندهها هدایت کند. این هدایت میتواند شامل پرسشهای هدایتکننده، توضیحات تکمیلی، و بررسی درک دانشآموزان از مفاهیم باشد. معلم باید اطمینان حاصل کند که دانشآموزان قادرند اطلاعات جدید را در قالب پیشسازماندهندهها بهطور مؤثر ذخیره و سازماندهی کنند.
چگونگی ارتباط پیشسازماندهندهها با محتوای درسی
یکی از ویژگیهای مهم الگوی تدریس پیشسازماندهنده، ارتباط مستقیم و معنادار پیشسازماندهندهها با محتوای درسی است. این ارتباط باعث میشود که دانشآموزان بتوانند مفاهیم جدید را در یک چارچوب منسجم و منطقی درک کنند.
- تنظیم پیشسازماندهندهها مطابق با محتوای درسی: پیشسازماندهندهها باید بهطور خاص با محتوای درس ارتباط داشته باشند و به دانشآموزان کمک کنند تا ساختار و نظم درس را درک کنند. بهعنوان مثال، اگر معلم در حال تدریس فصل جدیدی از کتاب درسی است که شامل چندین مفهوم مختلف است، باید پیشسازماندهندهها را بهگونهای معرفی کند که تمامی مفاهیم مرتبط به هم را شامل شوند و دانشآموزان بتوانند این مفاهیم را در ذهن خود بهطور سازمانیافته قرار دهند.
- ایجاد پل ارتباطی بین دانش قبلی و مطالب جدید: پیشسازماندهندهها بهعنوان پلی میان دانش قبلی و مطالب جدید عمل میکنند. معلم باید بهگونهای این پیشسازماندهندهها را طراحی کند که دانشآموزان بتوانند اطلاعات جدید را بر اساس آنچه که قبلاً آموختهاند، دستهبندی و پردازش کنند. این ارتباط باعث میشود که مطالب جدید در ذهن دانشآموزان بهتر ثبت شوند و فهم عمیقتری از موضوعات پیدا کنند.
- استفاده از ابزارهای بصری و چندرسانهای: پیشسازماندهندهها میتوانند شامل ابزارهای بصری مانند نمودارها، نقشههای ذهنی، یا جداول اطلاعاتی باشند که به ارتباط بهتر محتوای درسی با مفاهیم جدید کمک میکنند. این ابزارها باعث میشوند که محتوای درسی بهصورت واضحتر و ملموستر برای دانشآموزان ارائه شود.
در نهایت، ارتباط پیشسازماندهندهها با محتوای درسی به این معناست که این ابزارها نباید جدا از محتوای درس یا مفاهیم جدید باشند، بلکه باید در راستای سازماندهی و توضیح مطالب به دانشآموزان عمل کنند. این فرآیند موجب میشود که دانشآموزان توانایی درک بهتری از موضوعات درسی پیدا کرده و بتوانند مفاهیم پیچیده را با راحتی بیشتری یاد بگیرند.
راهبردهای مؤثر برای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
استفاده مؤثر از الگوی تدریس پیشسازماندهنده نیازمند رعایت مجموعهای از راهبردها و تکنیکهای خاص است که میتوانند به معلمان کمک کنند تا این روش را به درستی در کلاسهای خود پیادهسازی کنند. این راهبردها به منظور اطمینان از اینکه دانشآموزان بیشترین بهره را از پیشسازماندهندهها ببرند و بهطور مؤثری مفاهیم جدید را یاد بگیرند، طراحی شدهاند. در این بخش، به سه راهبرد اساسی برای استفاده مؤثر از این الگو پرداخته میشود:
چگونگی انتخاب پیشسازماندهنده مناسب برای هر موضوع
انتخاب پیشسازماندهنده مناسب برای هر موضوع، یکی از کلیدیترین مراحل در استفاده از این الگو است. پیشسازماندهندهها باید به گونهای انتخاب شوند که بتوانند مفاهیم جدید را بهطور مؤثر معرفی کنند و ارتباطات میان مطالب جدید و آنچه که دانشآموزان قبلاً آموختهاند، برقرار کنند. در این بخش به نکات مهم در انتخاب پیشسازماندهندهها میپردازیم:
- 1. شناخت ویژگیهای محتوای درس:
پیش از هرچیز، معلم باید ویژگیهای خاص محتوای درسی را بشناسد. بهعنوان مثال، اگر درس شامل مفاهیم پیچیده یا تخصصی باشد، پیشسازماندهندهها باید بهگونهای طراحی شوند که مفاهیم پایهای را بهطور ساده و قابل فهم به دانشآموزان معرفی کنند. بهطور مشابه، اگر درس شامل دادههای آماری یا تجربی است، معلم میتواند از پیشسازماندهندههای گرافیکی یا نموداری مانند جداول، نمودارها یا نمودارهای دایرهای برای ارائه اطلاعات استفاده کند. - 2. درک سطح دانش قبلی دانشآموزان:
پیشسازماندهندهها باید با توجه به سطح دانش قبلی دانشآموزان طراحی شوند. برای مثال، در صورتی که دانشآموزان هنوز با مباحث ابتدایی موضوع آشنا نیستند، معلم باید پیشسازماندهندههای ابتدایی و پایهای را انتخاب کند. اما اگر دانشآموزان اطلاعات قبلی دارند، پیشسازماندهندهها میتوانند پیچیدهتر و تخصصیتر باشند تا آنها را به درک عمیقتری از مفاهیم جدید هدایت کنند. - 3. هماهنگی با اهداف آموزشی:
پیشسازماندهنده باید کاملاً با اهداف آموزشی درس هماهنگ باشد. این پیشسازماندهندهها نه تنها باید مفاهیم جدید را معرفی کنند، بلکه باید دانشآموزان را برای دستیابی به اهداف کلی درس آماده کنند. برای مثال، اگر هدف درس تمرکز بر روی تحلیل و استدلال منطقی باشد، پیشسازماندهندهها باید دانشآموزان را در پردازش اطلاعات و ایجاد ارتباطات منطقی یاری کنند. - 4. انعطافپذیری پیشسازماندهندهها:
پیشسازماندهندهها باید بهگونهای طراحی شوند که قابل تنظیم و تغییر باشند. بهعنوان مثال، اگر در طول تدریس نیاز به تغییر در نحوه ارائه مفاهیم وجود داشته باشد، معلم باید بتواند پیشسازماندهندهها را بهطور انعطافپذیر و متناسب با نیازهای کلاس و سطح فهم دانشآموزان تغییر دهد.
استفاده از ابزارهای بصری و گرافیکی برای تقویت پیشسازماندهندهها
ابزارهای بصری و گرافیکی میتوانند نقش بسیار مؤثری در تقویت پیشسازماندهندهها ایفا کنند. این ابزارها کمک میکنند تا دانشآموزان بتوانند ارتباطات میان مفاهیم مختلف را بهتر درک کرده و بهطور مؤثری اطلاعات را به حافظه بلندمدت خود منتقل کنند. در این بخش، نحوه استفاده از ابزارهای بصری و گرافیکی بهطور مؤثر بررسی میشود:
- 1. استفاده از نمودارها و جداول:
نمودارها و جداول از ابزارهای بسیار مؤثر در سازماندهی اطلاعات هستند. این ابزارها بهویژه زمانی که اطلاعات پیچیده باید به شکل ساده و قابل فهم منتقل شوند، کاربرد زیادی دارند. برای مثال، نمودارهای درختی میتوانند بهعنوان پیشسازماندهنده برای تشریح روابط میان مفاهیم مختلف در یک موضوع خاص بهکار روند. همچنین جداول میتوانند تفاوتها یا شباهتها میان مفاهیم مختلف را بهوضوح نشان دهند. - 2. استفاده از نقشههای ذهنی (Mind Maps):
نقشههای ذهنی یک ابزار قدرتمند برای سازماندهی اطلاعات و نشان دادن روابط میان مفاهیم هستند. این نقشهها میتوانند بهویژه زمانی که مفاهیم جدید به دستهبندیهای مختلف نیاز دارند، به دانشآموزان کمک کنند. نقشههای ذهنی به دانشآموزان کمک میکنند که درک بهتری از روابط میان اجزا و مفاهیم مختلف پیدا کنند. این نقشهها همچنین میتوانند بهعنوان پیشسازماندهندههای مؤثر برای ایجاد ارتباط میان مفاهیم جدید و اطلاعات قبلی عمل کنند. - 3. استفاده از تصاویر و ویدئوهای آموزشی:
تصاویر و ویدئوهای آموزشی نیز ابزارهای بصری هستند که میتوانند بهطور مؤثری پیشسازماندهندهها را تقویت کنند. برای مثال، معلمان میتوانند از تصاویر یا ویدئوهای مرتبط با موضوع درس استفاده کنند تا به دانشآموزان کمک کنند که مفاهیم پیچیده را بهتر درک کنند. این تصاویر و ویدئوها میتوانند بهویژه در تدریس علوم طبیعی، جغرافیا و هنرها بهکار روند. - 4. استفاده از گرافیکهای تعاملی:
گرافیکهای تعاملی نیز ابزارهای بصری هستند که میتوانند به ایجاد تجربههای یادگیری فعال و مشارکتی کمک کنند. این گرافیکها میتوانند بهویژه در درسهای پیچیده یا زمانی که نیاز به تجزیه و تحلیل دادههای پیچیده وجود دارد، بسیار مفید باشند. برای مثال، در تدریس آمار، گرافیکهای تعاملی مانند نمودارهای خطی، میلهای و دایرهای میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا الگوهای دادهها را بهتر درک کنند.
تعامل و مشارکت فعال دانشآموزان در فرآیند تدریس
یکی از ویژگیهای بارز الگوی تدریس پیشسازماندهنده، مشارکت فعال دانشآموزان در فرآیند یادگیری است. در این الگو، دانشآموزان بهطور فعال در سازماندهی و پردازش اطلاعات جدید مشارکت دارند. این مشارکت میتواند از طریق روشها و تکنیکهای مختلف بهدست آید:
- 1. طرح سوالات هدایتکننده:
طرح سوالات هدایتکننده از جانب معلم میتواند بهطور قابل توجهی به فعالسازی ذهنی دانشآموزان کمک کند. این سوالات بهطور خاص به گونهای طراحی میشوند که دانشآموزان را به تفکر و تحلیل اطلاعات جدید تشویق کنند. بهعنوان مثال، معلم میتواند از دانشآموزان بخواهد تا در خلال تدریس به پرسشهایی مانند “چگونه این مفهوم با آنچه قبلاً یاد گرفتهایم، ارتباط دارد؟” پاسخ دهند. - 2. فعالیتهای گروهی و بحثهای کلاسی:
فعالیتهای گروهی و بحثهای کلاسی میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا اطلاعات را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و به تحلیل مشترک برسند. این فعالیتها نه تنها به یادگیری معنادار کمک میکنند، بلکه باعث تقویت مهارتهای اجتماعی و ارتباطی نیز میشوند. معلمان میتوانند دانشآموزان را به گروههای کوچک تقسیم کنند و از آنها بخواهند که پیشسازماندهندهها را با یکدیگر تحلیل کنند. - 3. تمرین و بازیهای آموزشی:
تمرینات و بازیهای آموزشی میتوانند روشی مؤثر برای تشویق به مشارکت فعال در کلاس باشند. این بازیها به دانشآموزان این فرصت را میدهند که با استفاده از پیشسازماندهندهها، مفاهیم جدید را بهطور عملی یاد بگیرند. بهعنوان مثال، بازیهای مبتنی بر حل معماها میتوانند دانشآموزان را به چالش بکشند و آنها را در فرآیند یادگیری فعالتر کنند. - 4. استفاده از تکنولوژی و ابزارهای دیجیتال:
استفاده از ابزارهای دیجیتال مانند اپلیکیشنها و نرمافزارهای آموزشی میتواند به افزایش مشارکت فعال دانشآموزان کمک کند. این ابزارها میتوانند به دانشآموزان این امکان را بدهند که بهطور مستقل و با سرعت خود، پیشسازماندهندهها را تحلیل کنند و به نتایج مؤثری دست یابند.
مراحل الگوی پیشسازماندهنده
1- روش ساختن منظورههای درس
این مرحله به طراحی و ساختاردهی درس مربوط میشود. معلم باید اهداف دقیق و مشخصی برای هر درس تعیین کند که بهطور مستقیم با نیازهای یادگیری دانشآموزان مرتبط باشد. در این مرحله، باید از پیشسازماندهندهها بهعنوان ابزاری برای معرفی مطالب استفاده شود تا دانشآموزان آمادگی ذهنی برای یادگیری مفاهیم جدید پیدا کنند. این اهداف باید بهطور روشن و قابل اندازهگیری باشند تا دانشآموزان بتوانند بهخوبی درک کنند که چه چیزی باید یاد بگیرند و چه انتظاراتی از آنها وجود دارد.
2- ارائه سازماندهنده
در این مرحله، معلم باید پیشسازماندهندهها را به دانشآموزان معرفی کند. این پیشسازماندهندهها ابزارهایی هستند که میتوانند به سازماندهی مطالب کمک کنند و دانشآموزان را برای یادگیری آماده نمایند. پیشسازماندهندهها ممکن است شامل نمودارها، جداول، خلاصهها، یا سایر ابزارهای گرافیکی باشند که برای ایجاد ساختار در ذهن دانشآموزان استفاده میشوند. این پیشسازماندهندهها به دانشآموزان کمک میکنند تا ارتباط بین اطلاعات جدید و اطلاعات قبلی خود را بهتر درک کنند.
3- برانگیختن آگاهی از دانش و تجربهی قبلی
در این مرحله، معلم باید به دانشآموزان کمک کند تا دانش و تجربیات قبلی خود را به یاد آورند و از آنها در یادگیری مطالب جدید استفاده کنند. این مرحله بهویژه در الگوی تدریس پیشسازماندهنده اهمیت دارد زیرا پیشسازماندهندهها باید بهطور خاص به گونهای طراحی شوند که به دانشآموزان کمک کنند تا روابط میان آنچه که قبلاً یاد گرفتهاند و اطلاعات جدید را شناسایی کنند. معلم میتواند از تکنیکهای مختلفی مانند پرسش و پاسخ، مرور مباحث قبلی، یا فعالیتهای گروهی برای فعال کردن ذهن دانشآموزان استفاده کند.
4- ارائه مطالب با روشهای مختلف نوین تدریس
این مرحله شامل ارائه مطالب جدید به دانشآموزان با استفاده از روشهای مختلف و نوین تدریس است. معلمان باید از متدهای متفاوتی برای انتقال مفاهیم استفاده کنند که شامل تدریس مستقیم، فعالیتهای عملی، پروژههای گروهی، و استفاده از فناوریهای آموزشی میشود. این روشها باید بهگونهای طراحی شوند که دانشآموزان بتوانند بهراحتی با مفاهیم جدید درگیر شوند و آنها را بهطور عمیقتری یاد بگیرند. از آنجا که دانشآموزان با سرعتها و روشهای مختلف یاد میگیرند، استفاده از روشهای متنوع در تدریس میتواند به موفقیت بیشتر کمک کند.
5- توضیح مراحل درس توسط فراگیران جهت تحکیم سازمان شناخت
در این مرحله، دانشآموزان باید فرصت داشته باشند که آنچه را که یاد گرفتهاند، توضیح دهند و مراحل درس را برای دیگران شرح دهند. این فرآیند نه تنها به دانشآموزان کمک میکند که مفاهیم را بهتر درک کنند، بلکه به آنها این فرصت را میدهد که درک خود را از درس سازماندهی کرده و آن را تقویت کنند. این مرحله معمولاً از طریق فعالیتهای گروهی، بحثهای کلاسی، یا ارائههای فردی انجام میشود و باعث میشود که دانشآموزان اطلاعات جدید را بهصورت فعال و معنادار پردازش کنند.
این مراحل باعث میشود که یادگیری بهطور مؤثرتری در ذهن دانشآموزان تثبیت شود و آنها بتوانند مفاهیم جدید را بهصورت فعال و معنا دار یاد بگیرند.
چالشها و محدودیتهای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
چالشها و محدودیتهای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده شامل چندین مسأله اساسی است که میتواند در فرآیند اجرای این الگو در کلاسهای درس مشکلاتی ایجاد کند. این چالشها میتوانند از جنبههای مختلفی مانند مهارتهای معلمان، مقاومت دانشآموزان و ویژگیهای محیطی نشأت بگیرند. در ادامه، به این چالشها و محدودیتها پرداخته خواهد شد:
1. مشکلاتی که معلمان ممکن است در اجرای این الگو با آن روبهرو شوند
اجرای الگوی تدریس پیشسازماندهنده نیازمند دقت و برنامهریزی است. معلمان ممکن است با مشکلاتی در اجرای این الگو مواجه شوند که از پیچیدگیهای مربوط به روشهای نوین تدریس ناشی میشود. این مشکلات میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- الف) زمانبندی و برنامهریزی دقیق:
یکی از مشکلات اصلی معلمان در اجرای این الگو، زمانبندی مناسب برای معرفی پیشسازماندهندهها و تدریس مطالب جدید است. معلمان باید زمان کافی برای ارائه پیشسازماندهندهها و پیادهسازی مراحل تدریس فراهم کنند، اما در بسیاری از کلاسها، زمان محدود است و این ممکن است باعث شود که معلمان نتوانند بهطور مؤثر از این روش استفاده کنند. برای مثال، معلمان ممکن است نتوانند فرصت کافی برای بررسی تجربیات قبلی دانشآموزان یا برای ایجاد ارتباط بین دانش جدید و قبلی فراهم کنند. - ب) عدم تطابق محتوای درسی با پیشسازماندهندهها:
گاهی اوقات، محتوای درسی بهگونهای است که استفاده از پیشسازماندهندهها برای آن مناسب نیست یا معلمان قادر به طراحی پیشسازماندهندهها متناسب با مطالب پیچیده نمیباشند. این مسئله ممکن است باعث شود که اجرای این روش بهطور مؤثر انجام نشود. در چنین شرایطی، معلمان باید مهارتهای طراحی و انتخاب پیشسازماندهندههای مناسب برای هر نوع محتوای درسی را ارتقا دهند. - ج) تنوع نیازهای دانشآموزان:
در هر کلاس، دانشآموزان با سطوح مختلف توانایی و نیازهای یادگیری مواجه هستند. این تنوع ممکن است موجب شود که معلمان نتوانند پیشسازماندهندههایی طراحی کنند که بهطور یکسان برای همه دانشآموزان مفید واقع شود. بهویژه در کلاسهایی با تعداد زیاد دانشآموز، این مسئله میتواند چالشبرانگیز باشد.
2. نیاز به مهارتهای خاص از سوی معلمان در پیادهسازی صحیح
برای پیادهسازی صحیح الگوی تدریس پیشسازماندهنده، معلمان نیاز به مجموعهای از مهارتها و دانشهای خاص دارند که بدون آنها، اجرای این روش ممکن است ناکام بماند. این مهارتها شامل موارد زیر است:
- الف) توانایی در طراحی پیشسازماندهندههای مؤثر:
معلمان باید توانایی طراحی پیشسازماندهندههایی متناسب با محتوا و نیازهای کلاس را داشته باشند. این طراحی باید بهگونهای باشد که مفاهیم جدید را بهطور واضح و قابل درک برای دانشآموزان ارائه دهد. معلمان باید از ابزارهایی مانند نمودارهای درختی، جداول، نقشههای ذهنی و دیگر پیشسازماندهندهها بهطور خلاقانه استفاده کنند. - ب) مهارت در برانگیختن دانش قبلی دانشآموزان:
یکی از بخشهای اساسی این الگو، برانگیختن آگاهی دانشآموزان از دانش و تجربیات قبلی آنهاست. معلمان باید توانایی طرح سوالات مناسب و استفاده از تکنیکهای مختلف برای فعالسازی ذهن دانشآموزان را داشته باشند. این کار نیازمند دقت و دانش عمیق از محتوای درسی و روشهای تعامل با دانشآموزان است. - ج) ارزیابی مداوم:
معلمان باید بتوانند بهطور مداوم و در حین تدریس، فرآیند یادگیری دانشآموزان را ارزیابی کنند تا مطمئن شوند که پیشسازماندهندهها به درستی درک و پردازش میشوند. این ارزیابی میتواند از طریق پرسشهای کلاسی، فعالیتهای گروهی یا استفاده از نرمافزارهای ارزیابی آنلاین انجام گیرد. - د) انعطافپذیری و انطباق با نیازهای دانشآموزان:
با توجه به نیازهای متنوع دانشآموزان، معلمان باید توانایی انطباق و انعطافپذیری در تدریس داشته باشند. برخی از دانشآموزان ممکن است به زمان بیشتری برای درک مفاهیم نیاز داشته باشند، در حالی که برخی دیگر میتوانند سریعتر پیشرفت کنند. معلمان باید قادر باشند تا بهطور مؤثر از روشهای مختلف برای کمک به همه دانشآموزان استفاده کنند.
3. مقاومت دانشآموزان به تغییرات در روشهای آموزشی
مقاومت دانشآموزان به تغییرات در روشهای تدریس یکی از چالشهای رایج در استفاده از الگوهای نوین مانند تدریس پیشسازماندهنده است. این مقاومت ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد که عبارتند از:
- الف) عدم آشنایی با روشهای جدید:
دانشآموزانی که به روشهای تدریس سنتی عادت کردهاند ممکن است در برابر تغییرات مقاومت نشان دهند. استفاده از پیشسازماندهندهها، که ممکن است بهطور متفاوت و خلاقانهتر از روشهای متداول تدریس باشد، ممکن است برای آنها غیرعادی و چالشبرانگیز به نظر برسد. این دانشآموزان ممکن است احساس کنند که روشهای جدید پیچیدهتر از روشهای سنتی هستند و به همین دلیل تمایلی به استفاده از آنها نداشته باشند. - ب) ترس از عدم موفقیت:
دانشآموزان ممکن است به دلیل عدم اطمینان از تواناییهای خود در یادگیری مفاهیم جدید، از این روشها استقبال نکنند. وقتی دانشآموزان متوجه میشوند که باید بهطور فعال در یادگیری خود مشارکت کنند و برای درک بهتر مفاهیم به روابط میان اطلاعات جدید و قبلی توجه کنند، ممکن است احساس کنند که توانایی آن را ندارند. - ج) بیاعتمادی به کارآمدی روشهای جدید:
گاهی اوقات دانشآموزان به روشهای جدید تدریس بیاعتماد هستند و ترجیح میدهند که به روشهای آشنا و معمول خود ادامه دهند. آنها ممکن است باور کنند که روشهای جدید اثربخشی کمتری دارند یا به آنها سختتر میتوان تسلط یافت. - د) مشکلات روانی و اجتماعی:
تغییرات در روشهای تدریس ممکن است برای برخی دانشآموزان استرسزا و نگرانکننده باشد، بهویژه اگر از آنها خواسته شود که در گروهها فعالیت کنند یا بهطور علنی در کلاس مشارکت داشته باشند. این مسائل روانی میتواند باعث مقاومت در برابر روشهای نوین شود.
برای مقابله با این مشکلات و مقاومتها، معلمان باید از تکنیکهای آموزشی روانشناختی استفاده کنند، مانند ایجاد یک محیط یادگیری حمایتی، ارائه توضیحات روشن و دقیق، و تدریس تدریجی که به دانشآموزان این امکان را میدهد که با روشهای جدید بهطور تدریجی آشنا شوند و اعتماد به نفس خود را در این فرآیند تقویت کنند.
چالشها و محدودیتهای استفاده از الگوی تدریس پیشسازماندهنده میتوانند مانع از پیادهسازی مؤثر این روش در برخی کلاسها شوند. با این حال، معلمان با ارتقاء مهارتهای خود در طراحی پیشسازماندهندهها، برانگیختن آگاهی از دانش قبلی و استفاده از روشهای متنوع تدریس میتوانند این مشکلات را کاهش دهند. همچنین، برای مقابله با مقاومت دانشآموزان، ضروری است که محیط کلاس بهطور فعال و حمایتی تنظیم شود تا دانشآموزان احساس راحتی و اعتماد به نفس بیشتری برای یادگیری در روشهای جدید پیدا کنند.
نمونههای عملی از استفاده موفقیتآمیز از الگوی تدریس پیشسازماندهنده
الگوی تدریس پیشسازماندهنده در بسیاری از مدارس و کلاسهای آموزشی در سراسر جهان با موفقیت پیادهسازی شده است. این روش به ویژه در درسهایی که نیاز به درک مفاهیم پیچیده و تجزیهوتحلیل دادهها دارند، بسیار مؤثر بوده است. در این بخش، چندین نمونه عملی از استفاده موفقیتآمیز این الگو در مدارس مختلف و حوزههای تحصیلی مختلف بررسی میشود تا نحوهی بهکارگیری این الگو و نتایج حاصل از آن روشنتر شود.
1. بررسی چندین نمونه از مدارس یا کلاسهای آموزشی موفق
در بسیاری از مدارس، الگوی تدریس پیشسازماندهنده بهویژه در دروس علوم، ریاضی و زبانشناسی با موفقیت به کار رفته است. این الگو به معلمان کمک کرده است تا دانشآموزان را بهطور مؤثری برای یادگیری مفاهیم جدید آماده کنند و فرآیند یادگیری را تسهیل کنند. در اینجا به برخی از نمونههای موفق میپردازیم:
- الف) مدرسهای در ایالات متحده: استفاده در کلاسهای علوم
در یک مدرسه ابتدایی در ایالات متحده، معلمان برای تدریس مفاهیم پیچیدهتری مانند تغییرات اقلیمی از الگوی تدریس پیشسازماندهنده استفاده کردند. در ابتدا، معلمان از پیشسازماندهندهها شامل نمودارها و تصاویر ساده استفاده کردند تا به دانشآموزان این مفاهیم جدید را معرفی کنند. این نمودارها به دانشآموزان کمک کرد که تأثیرات مختلف تغییرات اقلیمی را با مشاهده روندهایی که پیشسازماندهندهها نشان میدادند، درک کنند. معلمان همچنین از پرسشهای هدایتکننده برای فعالسازی دانش قبلی دانشآموزان استفاده کردند. به عنوان مثال، قبل از شروع تدریس درس جدید، از دانشآموزان خواسته شد تا درباره تغییرات محیطی که در زندگی روزمره خود مشاهده کردهاند، فکر کنند. این کار باعث شد که دانشآموزان بتوانند بهطور معناداری ارتباطات میان اطلاعات جدید و آنچه قبلاً آموختهاند را برقرار کنند. - ب) مدرسه در ژاپن: استفاده در کلاسهای ریاضی
در یک مدرسه متوسطه در ژاپن، الگوی تدریس پیشسازماندهنده در کلاسهای ریاضی با موفقیت اجرا شد. معلمان در این مدرسه از پیشسازماندهندههای تصویری و گرافیکی برای تدریس مفاهیم هندسی استفاده کردند. آنها ابتدا با استفاده از نمودارهای هندسی و مدلهای سهبعدی، مفاهیم پایهای را بهطور بصری به دانشآموزان معرفی کردند. سپس از پیشسازماندهندههای پیچیدهتر مانند جداول و نمودارها برای نشان دادن روابط میان اشکال هندسی استفاده کردند. این روش به دانشآموزان کمک کرد تا ساختار و ارتباطات پیچیده میان مفاهیم هندسی را بهطور مؤثری درک کنند و در حل مسائل ریاضی بهطور فعالتر مشارکت کنند. - ج) مدرسهای در انگلستان: استفاده در تدریس زبان انگلیسی
در یکی از مدارس انگلستان، معلمان از الگوی تدریس پیشسازماندهنده برای تدریس مهارتهای نوشتاری و گرامری زبان انگلیسی استفاده کردند. در این مدرسه، پیشسازماندهندهها شامل جداول گرامری و نمودارهای متنی بودند که به دانشآموزان کمک میکردند تا ساختار جملات و روابط نحوی را بهتر درک کنند. معلمان از این ابزارها برای معرفی و تجزیهوتحلیل جملات پیچیده و ترکیب ساختارهای گرامری استفاده کردند. دانشآموزان قبل از یادگیری مطالب جدید، با استفاده از پیشسازماندهندهها به درک کلی از موضوع دست یافتند، که موجب شد تا فرآیند یادگیری زبان برای آنها جذابتر و قابل فهمتر شود.
2. تجزیه و تحلیل نحوه بهکارگیری این الگو در حوزههای مختلف تحصیلی
الگوی تدریس پیشسازماندهنده نه تنها در دروس پایهای مثل ریاضی و علوم استفاده میشود، بلکه در حوزههای مختلف تحصیلی نیز کاربرد دارد و میتواند در درک بهتر مفاهیم پیچیده مؤثر واقع شود. در این بخش، نحوه بهکارگیری این الگو در رشتههای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
- الف) دروس علوم اجتماعی
در حوزه علوم اجتماعی، الگوی تدریس پیشسازماندهنده میتواند به دانشآموزان کمک کند تا روابط پیچیده میان وقایع تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را درک کنند. برای مثال، در تدریس تاریخ، معلمان میتوانند پیشسازماندهندههایی مانند خط زمان یا جداول مقایسهای استفاده کنند تا وقایع مختلف را با یکدیگر مقایسه و تجزیهوتحلیل کنند. این پیشسازماندهندهها میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا روابط میان رویدادهای تاریخی و تحولات اجتماعی را بهطور واضحتر درک کنند. در کلاسهای جغرافیا نیز، استفاده از نقشههای مفهومی و نمودارهای جغرافیایی میتواند به دانشآموزان کمک کند تا روابط میان مکانها، ویژگیهای جغرافیایی و شرایط اقتصادی را تجزیهوتحلیل کنند. - ب) دروس زبانشناسی و ادبیات
در تدریس زبانشناسی و ادبیات، پیشسازماندهندهها میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا ساختارهای زبانی و ادبی را بهتر درک کنند. برای مثال، معلمان میتوانند پیشسازماندهندههایی مانند جداول ساختار جمله، نمودارهای ادبیاتی یا نقشههای مفهومی برای تجزیهوتحلیل داستانها و شعرها استفاده کنند. این ابزارها به دانشآموزان کمک میکنند تا پیچیدگیهای ساختاری و معنایی در آثار ادبی را شناسایی کنند و ارتباطات میان شخصیتها، رویدادها و پیامهای متن را بهتر درک کنند. - ج) دروس هنر و طراحی
در هنر و طراحی، الگوی تدریس پیشسازماندهنده میتواند بهویژه در فرآیندهای خلاقانه و تجسمی مفید باشد. معلمان میتوانند از پیشسازماندهندههای بصری مانند تختهسفیدهای الکترونیکی، تابلوهای پوستر یا نرمافزارهای طراحی برای تجزیهوتحلیل اشکال، رنگها و الگوها استفاده کنند. این پیشسازماندهندهها به دانشآموزان کمک میکنند تا مفاهیم هنری و طراحی را در قالبی بصری درک کنند و سپس بهطور فعال آنها را در پروژههای عملی خود پیادهسازی کنند. - د) دروس زبانهای خارجی
در تدریس زبانهای خارجی، پیشسازماندهندهها میتوانند بهویژه در یادگیری واژگان و گرامر مفید باشند. معلمان میتوانند جداول مقایسهای یا نقشههای مفهومی برای نشان دادن تفاوتها و شباهتها میان زبانها و ساختارهای دستوری مختلف استفاده کنند. این پیشسازماندهندهها به دانشآموزان کمک میکنند تا بهطور مؤثری مفاهیم گرامری و واژگان جدید را با استفاده از دانش قبلی خود در زبان مادری مرتبط کنند.
الگوی تدریس پیشسازماندهنده با موفقیت در مدارس و کلاسهای مختلف در سراسر جهان بهکار رفته است و تأثیرات مثبت زیادی بر فرآیند یادگیری دانشآموزان داشته است. استفاده از پیشسازماندهندهها به معلمان این امکان را میدهد که مفاهیم پیچیده را بهطور مؤثرتر و منظمتر به دانشآموزان معرفی کنند و ارتباطات بین مطالب جدید و دانش قبلی را برای آنها روشنتر سازند. همچنین، این الگو در حوزههای مختلف تحصیلی، از جمله علوم، ریاضی، زبانشناسی، هنر و طراحی، و زبانهای خارجی، کاربرد دارد و میتواند به تسهیل یادگیری و درک بهتر مفاهیم کمک کند.
نتیجهگیری
الگوی تدریس پیشسازماندهنده با استفاده از پیشسازماندهندهها بهطور مؤثری فرآیند یادگیری را تسهیل میکند و به دانشآموزان کمک میکند تا مفاهیم پیچیده را بهطور معنادار یاد بگیرند. این روش به دانشآموزان کمک میکند تا دانش جدید را با دانش قبلی خود ارتباط دهند و از این طریق درک بهتری از مطالب جدید پیدا کنند. نتایج مطالعات نشان میدهند که این الگو تأثیرات مثبت بلندمدتی بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دارد و باعث میشود که آنها توانایی بهتری در پردازش اطلاعات و حل مسائل پیچیده پیدا کنند.
چشمانداز آینده این الگو با پیشرفت فناوریهای جدید در آموزش میتواند به طرز چشمگیری ارتقا یابد. ابزارهای دیجیتال، نرمافزارهای آموزشی و گرافیکهای تعاملی میتوانند به افزایش اثربخشی این الگو کمک کنند و به دانشآموزان تجربه یادگیری تعاملی و جذابتری ارائه دهند. به علاوه، استمرار پژوهش و نوآوری در استفاده از این الگوها میتواند باعث بهبود بیشتر روشهای تدریس و انطباق آنها با نیازهای در حال تغییر دانشآموزان شود. با تحقیق و نوآوری مستمر، میتوان کاربردهای این الگو را در حوزههای مختلف آموزش گسترش داد و کیفیت یادگیری را به سطوح بالاتری ارتقا داد.
محمدحسن جانقربان هستم معلمی که دائماً در حال یادگیری و شاگردی است.
برای ارسال نظر لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. صفحه ورود و ثبت نام